"دل نوشته های یک خر سخنگو"

آدم بودن حتی از خدا بودن سخت تره

چادر حرمت داره

نمیدونم چرا اما تو ایران این طوریه که چادر یه شخصیت جدا گونه برای زن ایجاد میکنه

حالا چرا شاید به خاطر سختیه بیش از حد برای استفادش باشه

فکر کن تو گرمای شدید تهران سر ظهر تابستون بخای چادر سر کنی!! تقریبا تو مایه ی جهنم

حالا فکر کن فقط وقتی میخای بری سر کار سر کنی تا بیشتر تحویلت بگیرن یا وقتی با استادای دانشگاه به مشکل میخوری

در واقع یه استفاده ابزاری

برای گول زدن مردم

جالبه نه!!

من متنفرم از این جور رفتار

چادر حرمت داره

   + آدم زمینی ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱۸
comment نظرات ()

اه خوب

خیلی سخته که بدونی یه نفر هست که ازت انتظار داره ازش انتظار نداشته باشی

خیلی سخته

میدونی چی میگم؟

لطف

لطف بی توقع

یه نفر هست که انتظار داره هر کاری براش انجام بدی و هیچ چیزی ازش نخای حتا یه لحظه بودنشو

خیلی سخته که همه تو رو به چشم یه نفر نگاه کنن که میتونن نیازاشون بهت بگن همه درد و دلاشونو اخما خودتون نمیتونید کسی رو پیدا کنن

 

   + آدم زمینی ; ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٩
comment نظرات ()

دماغی با جوش های بزرگ

 

من زشتم خودم میدونم

دماغم خیلی بزرگه بدنم خیلی بد فرمه خیلی بد هیکلم چاقم هستم

چشمای تنگی هم دارم تازه عینکم میزنم دیگه نور علی نور

دندونامم خیلی از از هم فاصله دارن

اما نمیدونم چرا یه نفر هست که وقتی منو میبینه قند تو دلش آب میشه بعضی موقع ها که میریم کافی شاپ فکر میکنم من بهترین آدم دنیام که انقدر قربون صدقه ی من میره شاید هر کسی هر آدمی رو یه جوری میبینه شاید مثل من که اونو خوشگل میبینم اونم منو خوشگل میبینه

 

   + آدم زمینی ; ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۱
comment نظرات ()

اولین جلسه خاک خوری

 

بوی خاک خیس رو خیلی دوست دارم همیشه مهر رو لیس میزدم گاز میزدم میخوردم

دور از چشم مامان اب میریختم رو دیوار های گچی خونه میشستم بوشون میکردم

بهترین بوی دنیا بوی خاک خیسه

وقتی دیوارای خونمونو رنگ روغن زدن دیگه از خونمون بدم می اومد تنها راه فقط

 مهرای مامان بود که هر وقت مامان بزرگم میرفت شابدولعظیم باید شیش تا نوشو میخرید

چون روی شیش تای قبلی جای دندونای من بود

چند وقته که مهر هم نمیتونم بو کنم و بخورم چون مهر ها رو یه جوری میپزن که خیلی سفت شدن

هنوز راهی پیدا نکردم که چه جوری از این بحران دربیام

 

   + آدم زمینی ; ٩:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۱
comment نظرات ()

باغ وحش

 

من یه جغد بزرگ دارم.

 خیلی هم با سختی خریدمش با هزار تا مکافات.

 خیلی هم مریضی میگیره.

 تا حالا هم کلی خرجش کردم.

 میدونی چرا؟

 چون از خانم باقری روانشناسم خیلی بهتر بهم توجه میکنه.

 تازه هر جوری هم که صداش کنم باز میتونه به طرفم برگرده و نگام کنه آخه گردنش سیصدوشصت درجه میچرخه!

 تازه وقتی هم باهاش حرف میزنم هی تو دفترش چیز نمینویسه.

 فقط بدیش اینه که زیاد از نور خونه ما خوشش نمیاد.

 برا همین بیشتر روز چشماشو میبنده.

 البته این جوری خیلی بهتره آخه بعضی موقع ها اگه به چشمام نگاه نکنه راحت میتونم از خریت هام براش بگم.

 یواش یواش دارم شبیه جغدم میشم.

 دوستامم که صحبت میکنم زل میزنم تو چشماشون.

 بده؟ زشته؟ نمیدونم .

 اما توی این چند وقته رنگ چشمای بیشتر دوستامو فهمیدم کاشکی خانم باقری هم جغد بود کاشکی مامان هم جغد بود کاشکی ..........

 

   + آدم زمینی ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۱
comment نظرات ()

اتفاقم افتاده

 

 

ببخشید من امروز ظهر اتفاقم همین دور و برا افتاده بود شما ندیدینش؟

اره همین جا اتفاق افتاد رفتم برگشتم دیگه نبود .

یعنی یکی اتفاقمو برده؟

اخه اون اتفاق به درد کسی نمیخورد.

به خدا خیلی دوست دارم هی به یادش بیارم .

ولی مثل اینکه افتاده دیگه هم پیداش نمیکنم.

ای بابا نمیدونم چرا این اتفاقا میافتن لابد بخاطره اینکه باید فراموششون کنیم.

 

   + آدم زمینی ; ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۱
comment نظرات ()

هفتمین بار

برای هفتمین بار ازت میپرسم:

چرا منو دوست داری؟

چون من خیلی خوبم چون پولدارم چون آدمم؟

نمیدونی؟

یعنی واقعا نمیدونی چرا منو دوستداری؟

به منم همین اجازه میدی که ندونم چرا ازت متنفرم!

 

   + آدم زمینی ; ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۱
comment نظرات ()

 

 

امروز مثل هر روز مثل روزای دیگه وقتی از خواب بیدارم شدم هنوز آدم بودم

هر چقدر فکر کردم نفهمیدم چرا

چرا وقتی میخوابم دوباره بیدارم میشم باز هم آدمم؟

چه دلیلی داره؟

هر چی فکر میکنم نمیفهمم.

پس چرا باید هر روز دنیا ثابت بمونه چرا یه روز من خر نمیشم؟

مثله پینوکیو.

جالب بود اگه مثله شرک غول میشدم.

یا مثل گرگهای آدم نما شب های چهاردهم گرگ میشدم.

وایسا ببینم .

مطمئنی عوض نمیشم؟

پس این همه خریت من از کجا میاد؟

یه موقع هایی مثل گاو میخورم؟

یه موقع مثل سنگ بی احساس میشم؟

یه موقع هایی جیکم در نمیاد مگه من جوجه ام؟

فکر کنم اصلا اشتباه فهمیدم .

ببخشید سوالم عوض شد.

چرا من هر روز یه موجودی میشم؟

شایدم اصلا تو یه روز چند تا موجود میشم.

چرا؟

 

   + آدم زمینی ; ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۱
comment نظرات ()
← صفحه بعد